اضطراب، اعتیاد و سایر اختلالات روانپزشکی اغلب با حالات شدیدی از آنچه دانشمندان برانگیختگی مینامند مشخص می شود: ضربان قلب، افزایش فشار خون، کوتاه شدن تنفس و تصمیمات “بد” گرفته میشود. دانشمندان دانشکده پزشکی Icahn در تلاش برای درک چگونگی تأثیر این حالتها بر فرآیندهای تصمیم گیری مغز، دادههای حاصل از مطالعه قبلی روی نخستیهای غیرانسانی را تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند که دو مرکز تصمیم گیری مغز حاوی نورون هایی هستند که ممکن است به طور انحصاری بر پویایی داخلی بدن نظارت داشته باشند. علاوه بر این، به نظر میرسد افزایش حالت برانگیختگی با تبدیل برخی از سلولهای عصبی تصمیم گیرنده به مانیتورهای حالت داخلی، یکی از مراکز را دوباره متصل میکند.
یکی از محققان گفت: نتایج ما نشان میدهد که مدارهای تصمیم گیری مغز ممکن است برای نظارت و ادغام دائمی آنچه در داخل بدن اتفاق میافتد، ایجاد شود. به همین دلیل، تغییرات در سطح برانگیختگی ما میتواند نحوه عملکرد این مدارها را تغییر دهد. ما امیدواریم که این نتایج به محققان در درک بهتر مناطق مغز و فرآیندهای اساسی سلولی که زمینه ساز چندین اختلال روانی است، کمک کند.
سالهاست که دانشمندان رابطه بین برانگیختگی و عملکرد تصمیم گیری را به عنوان “منحنی U شکل” توصیف میکنند. در اصل، کمی تحریک – مانند آنچه بعد از یک فنجان قهوه تجربه میشود – ممکن است اوج عملکرد را ایجاد کند. اما برانگیختگی زیاد یا خیلی کم، شانس این را دارد که مغز تصمیمات کند یا نادرستی بگیرد. نتایج اولیه این مطالعه این ایده را تأیید کرد. محققان دادههای مجموعه قبلی آزمایشات را بررسی کردند که توانایی سه میمون رزوس در تصمیم گیری بین دریافت دو پاداش را بررسی کرد: یا مقدار زیادی آب میوه خوشمزه یا کمی از آن. همانطور که انتظار میرفت، میمون ها به طور مداوم آب بیشتری را انتخاب کردند و به طور متوسط هنگامی که قلبشان تندتر میزد این تصمیم را سریعتر میگرفتند و از این ایده حمایت میکردند که حالت برانگیخته عملکرد بهتر را تقویت میکند.
در مرحله بعد، محققان فعالیت الکتریکی ثبت شده از نورونها در دو مرکز تصمیم گیری مغز به نام قشر اوربیتوفرونتال و قشر پشتی را تجزیه و تحلیل کردند. آنها دریافتند که فعالیت حدود یک ششم نورونها در هر دو منطقه با نوسانات ضربان قلب ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر ضربان قلب حیوان تغییر کند، فعالیت این سلولها نیز با افزایش یا کند شدن سرعت تغییر میکند. به نظر میرسد این فعالیت تحت تأثیر تصمیمات گرفته شده در مورد پاداشهای مختلفی که میمونها دریافت میکردند، قرار نگرفته است. در همین حال، به نظر میرسد فعالیت سلولهای باقی مانده در هر منطقه در فرایند تصمیم گیری دخیل بوده است.
یکی از محققان میگوید: مطالعات اسکن مغزی نشان داده است که برانگیختگی بدن فعالیت این مراکز تصمیمگیری را تغییر میدهد. نتایج ما هم از این ایده در سطح سلولی حمایت میکند و هم نشان میدهد که تنها کار برخی از این نورونها ردیابی حالات داخلی بدن یا درک درون سلولی است. دکتر Fujimoto میگوید سوال بعدی ما این بود که : چه اتفاقی ممکن است در طول نوع تحریک شدید در بیماران مبتلا به اضطراب، اعتیاد و سایر اختلالات روانی رخ دهد؟
برای پاسخ دادن به این سوال محققان دادههای به دست آمده را پس از خاموش شدن مرکز احساسی مغز، در هر حیوان تجزیه و تحلیل کردند. این امر ضربان قلب را تا 15 ضربه در دقیقه افزایش میدهد. اکنون، در این حالت که برانگیختگی بالاتر بود و قلب حیوانات هرچه سریعتر می تپید، در انتخاب پاداش آهسته تر عمل میکردند. این نشان می دهد که وقتی حالت برانگیختگی حیوانات افزایش مییابد، در واقع فرایند تصمیم گیری را مختل میکند.
وقتی تیم تحقیقاتی به فعالیت عصبی نگاه کرد، چیزی جالبتر پیدا کرد. به نظر میرسد افزایش حالت برانگیختگی نقشهایی را که نورونها در طول تصمیم گیری ایفا میکردند، تغییر دهد. در هر دو مرکز مغزی، محققان شواهدی مبنی بر کاهش تعداد نورون های دخیل در فرایند تصمیم گیری مشاهده کردند. علاوه بر این، در قشر پشتی، تعداد سلولهای عصبی که به نظر میرسید حالتهای داخلی را دنبال میکنند اندکی افزایش یافت. این یافته تعادل اطلاعات ارائه شده در این زمینه را تغیی
اد، گویی سیگنالهای عصبی برای تصمیم گیری توسط برانگیختگی “ربوده شده” است.
دکتر Rudebeck میگوید: اگرچه قطعی نیست، اما نتایج به ما نشان میدهد که افزایش حالت برانگیختگی مدارهای تصمیم گیری در مغز را تضعیف کرده و کنترل آن را در دست میگیرد. ما قصد داریم به مطالعه درباره اینکه چگونه برانگیختگی میتواند بر عملکردهای بالاتر مغز تأثیر بگذارد و چگونه این امر به اختلالات روانی منجر میشود، ادامه دهیم.
مترجم: غزل زارعی



